|
دوباره سلام.
عیدتون مبارک
اومدم........باورتون نمیشه.داشتم میمردم از بی سایتی.خیلی سخته......به سایتم عادت کرده بودم..حالا هم نمیتونم ولش کنم..پس ادامه میدم..هر موقع هم که بتونم.میام سر میذنم . اپ میکنم.
خوبه؟؟؟؟؟
خوب دیگه چه خبرا؟؟؟؟؟دلم براتون تنگ شده بود
راستي اسم ساسيتم رو گذاشتم مي تراود مهتاب چون عاشق اين شعرم.كتابش هم خيلي قشنگه
حالا به نظرتون اینا چی هستن؟:ببینید تا بعدا بهتون بگم:
 عروسک های زیبا و ناز



 عروسک های زیبا و ناز



 عروسک های زیبا و ناز


 عروسک های زیبا و ناز



خوب تموم شد.بچه ها باوتون ميشه كه اينا عروسكن.خيلي جالبن.نه؟
اينم شعر مي تراود مهتاب:
میتراود مهتاب میدرخشد شبتاب نيست يکدم شکند خواب به چشم ِ کس و ، ليک غم ِ اين خفتهی ِ چند خواب در چشم ِ ترم میشکند .
نگران با من استاده سحر صبح ، میخواهد از من کز مبارک دم ِ او آورم اين قوم ِ بهجانباخته را بلکه خبر در جگر خاری ليکن از ره ِ اين سفرم میشکند . *** نازکآرای تن ساق گلی که به جانش کشتم و به جان دادمش آب ای دريغا ! به برم میشکند
دستها میسايم تا دری بگشايم ، بر عبث میپايم که بهدر کس آيد ؛ در و ديوار ِ به هم ريختهشان بر سرم میشکند . *** میتراود مهتاب میدرخشد شبتاب مانده پایآبله از راه ِ دراز بر دم ِ دهکده ، مردی تنها ؛ کولهبارش بر دوش ، دست ِ او بر در ، میگويد با خود : - « غم ِ اين خفتهی ِ چند خواب در چشم ِ ترم میشکند ! » ...
راستي از اين به بعد جواب نظراتون رو زير همون نظرات خودتون ميدم......مثل هميشه منتظر نظرات تون هستم
بازم خوشحالم دوباره سايت ساختم و دوباره با هم ميتونيم در ارتباط باشيم
فعلا يا حق |